html> دلنوشته های باران | مهر ۱۴۰۳
یک وبلاگ به شیرینی لبخند شما :)

سلام به دوستان عزیز

به مهر و پاییز که سلظان فصل هاست هم با شور و شوق سلام کنیم.

و من چقدر از اینکه یک پاییز دیگه رو میبینم و تجربه میکنم خوشحالم.

عاقا من چقدر پوست کلفتم با اوضاعی که دارم هر سال منتظر پاییزی دیگه هستم که زیبایی هاش

رو با همه وجود حس کنم.

اصلا زندگی یعنی همین. همین انگیزه ها، تسلیم نشدن ها. راستش از آدم هایی که هیچ تلاشی

نمیکنن و فقظ از زندگی مینالن و غر میزنن خوشم نمیاد.

امروز بعد از ظهر با دوست جان و کوروش و کیمیای عزیزم میریم خرید. برای همین لحظه های شیرین

شوق دارم. مثل هر سال لباس هام برام گشاد شدن و باید لباس پاییزی جدید بخرم. رنگ خردلی و

مخلوتی از سفید و قرمز خوبه؟

حالم کمی بهتر بشه حتما یکی دو هفته میرم ایران که عزیزانم رو ببینم. این کار رو باید انجام بدم .

امروز تونستم کلی کار انجام بدم و در آخر هم کیک پختم که شب دور هم بخوریم. خدا رو برای

اینکه هنوز میتونم فعال باشم همیشه شکر میکنم.

الان هم برم دوش بگیرم و قبل از بیرون رفتن کمی استراحت کنم.

مواظب خودتون و همه خوبیهاتون باشید

دوستتون دارم هواااارتا


پاورقی:
حال خوبتون رو فقط خودتون میتونید بسازید...

+ تــاریـخ دوشنبه دوم مهر ۱۴۰۳ ساعـت 12:49 به قـلـم باران |