html>
|
یک وبلاگ به شیرینی لبخند شما :)
|
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من...
خواستم بنویسم امشب اشکی میریزد ولی نه
درست اینه که بدون گریه تو سکوت فرو برم....
پاورقی:
روز بدی بود
خیلی بد...
درد دارم. خیلی زیاد. ولی باید بنویسم
خدای بزرگ رو شکر میکنم که یک بار دیگه امروز رو دیدم و با همه وجود حس کردم.
هفده شهریور ، سالروز میلاد عشق بین ماست. من و همسری که خدا بهم هدیه داد.
حال جسمی خوبی ندارم ولی خوشحالم. میخندم . آدم نمیتونه که همه چیز رو تو زندگی
داشته باشه.
همسر خوب و وفادارم ، یک بار دیگه سالروز یکی شدنمون رو به خودم و تو بهترینم تبریک
میگم.
باش تا بتونم باشم.
پاورقی:
برای همتون خوشبختی آرزو میکنم...